تبلیغات
خبرنامه هستی نیوز - دلیلی كه روحانی رای آورد آخوند بودنش بود
 
خبرنامه هستی نیوز
پر بازدیدترین وبلاگ خبری ایران
درباره وبلاگ


آخرین اخبار سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، ورزشی و... از گوشه و کنار جهان هستی

مدیر وبلاگ : حامد قره سوری
نویسندگان
رای آوردن روحانی دلایل بسیاری داشت. حمایت‌ها و عنایات ویژه هاشمی و كناره‌گیری دكتر عارف كه سیاست درستی بود كمك بزرگی به روحانی بود، در ایران پیش‌‌بینی وقایع سیاسی بسیار سخت است و نمی‌توان به‌طور قاطع گفت كه مردم به سمت چه كسی خواهند رفت. بزرگان اصلاحات بسیار از خود درایت نشان دادند و از خودگذشتگی كردند
روزنامه اعتماد با سید مهدی طباطبایی از روحانیون سرشناس و نماینده پیشین مجلس به گفت‌وگو پرداخته است:

حاج آقا شما هنوز در جامعه روحانیت مبارز عضویت دارید؟

بله، عضو هستم.

آخرین باری كه در جلساتشان شركت كردید كی بود؟

حدود یك ماه پیش.

آقای ناطق در جلسات شركت می‌كنند؟

فعلا شركت نمی‌كنند.

یادم هست تقریبا قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری، در مصاحبه‌ای آقای روحانی درباره عدم حضور آقای ناطق در جلسات جامعه روحانیت مبارز گفت كه آقای ناطق از اعضای جامعه روحانیت دلخوری دارد، فكر می‌كنید آقای ناطق همچنان از جامعه روحانیت مبارز دلخور است؟

نه به آن شكل، دلخوری‌ای بود كه رفع شد.

پس چرا در جلسات شركت نمی‌كنند؟مگر عضو نیستند؟

ایشان عضو است و خودش را عضو می‌داند به واسطه یك اعتراض است كه شركت نمی‌كند.

جامعه روحانیت مبارز علما و روحانیت تراز اولی را در خود دارد، آن چیزی كه در این جامعه بسیار جلب‌توجه می‌كند حضور جریان‌های فكری متفاوت در این نهاد روحانی است، از حسن روحانی، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و سید‌مهدی طباطبایی تا شجونی، سالك، سید‌رضا تقوی و... این افراد با تضاد فكری‌ای كه دارند چگونه كنار هم جمع شده‌اند؟

اختلاف‌نظردر جامعه روحانیت مبارز آنچنان كه می‌گویید نیست اگر هم بوده جزیی بوده و در داخل حل شده است. ویژگی جامعه روحانیت این است كه آقایان مخصوصا اعضای اصلی و قدیمی سیاستمداران خبره‌یی هستند و مشكلات و اختلافات را در داخل خود حل می‌كنند.

شما منكر اختلاف در جامعه روحانیت مبارز می‌شوید اما نمونه‌اش اختلاف آقای ناطق نوری با جامعه است، ایشان انتظار داشت در مقابل هجمه‌هایی كه در مناظره‌های سال 88 به ایشان شد موضع‌گیری از سوی اعضای جامعه روحانیت مبارز صورت می‌گرفت...

این اختلاف نیست یك گلایه است، توقع داشتند كه كمك‌شان می‌كردیم كه اینچنین نشد.

آقای سعیدی هم جزو روحانیت مبارز است كه از نظر فكری كاملا با بقیه فرق می‌كند.

در حال حاضر عضو نیستند.

ایشان سخنگوی جامعه روحانیت مبارز بود؟

مدتی بله.

به هر حال یك مدتی عضو جامعه روحانیت بود .

بله بودند. اینهایی كه الان هستند با كسانی كه قبلا بودند اختلاف فكری ندارند و اگر هم بوده در باب نظریاتی نسبت به عملكردها بود، مثلا آقای هاشمی نظرش با بعضی اعضا در مورد حمایت از احمدی‌نژاد فرق می‌كرد و این حمایت‌ها را قبول نداشت اما با خود جامعه روحانیت مبارز اختلافی نداشت.

سال 88 جامعه روحانیت مبارز نسبت به یك كاندیدای مشخص به جمع‌بندی نرسید اما آیت‌الله مهدوی كنی شخصا اعلام كردند كه به آقای احمدی‌نژاد رأی می‌دهند در آن مقطع هیچ اعتراضی نسبت به عمل ایشان صورت نگرفت؟

خیر، آقای مهدوی كنی از اول هم اعتقادش بر این بود كه ما حزب نیستیم كه ملزم باشیم همه پیرو یك خط باشیم، افراد جامعه می‌توانند به‌طور مستقل نظر خود را اعلام كنند. البته ما در جامعه روحانیت مبارز سعی می‌كنیم خلاف همدیگر حرف نزنیم.

اتفاقا یكی از ایراداتی كه اخیرا به جامعه روحانیت گرفته شده این است كه جامعه روحانیت چون مجوز فعالیت حزبی ندارد، فعالیت‌های سیاسی‌اش غیرقانونی است.

ما حزب نخواهیم شد، ما باید فراجناحی باشیم، كسانی كه این حرف را می‌زنند جامعه روحانیت مبارز را نمی‌شناسند. جامعه روحانیت از اولش هم حزب نبوده یك مجمع فكری همسو بود و بنا دارد جامعه نقش پدری داشته باشد. هیچ‌وقت هیچ چیزی را به مردم تحمیل نكرده است و همیشه فقط به مردم پیشنهاد می‌دهد.

اما قانون گفته برای فعالیت حزبی باید مجوز داشته باشید، الان چون حزب نیستید فعالیت شما را غیرقانونی می‌دانند...

این موضوع بحثش فرق می‌كند، ما نقش اصلاحی-ارشادی داریم ما از اولش جامعه بودیم و نمی‌خواهیم حزب شویم. اگر این جور باشد كه كل جامعه بشری هم اصلا نباید هیچ فعالیت سیاسی داشته باشد.

یكی از ایراداتی كه به آقای احمدی‌نژاد می‌گرفتید این بود كه ایشان قانون را دور می‌زند، حالا خودتان چنین حرفی می‌زنید.

این دو موضوع كاملا جداست. احمدی‌نژاد، رییس قوه مجریه است و باید به قانون عمل كند اما روحانیت آشنا به احكام دین و بیانگر احكام دین است، روحانیت دین شناس است كه اعلام می‌كند قانون شرعی است یا نیست، حركت‌های ما ارشادی است. رسالت روحانیت در این است كه هیچ‌وقت وابسته به هیچ دولتی نشده و نخواهد شد، وابسته بودن به دولت در شأن روحانیت نیست.

فرمودید جامعه روحانیت مبارز فراجناحی است یعنی می‌خواهید بگویید كه نه اصلاح‌طلب هستید نه اصولگرا؟

ما ناصح هر دو هستیم هر چند تفكر غالب در این گروه به اصولگرایان نزدیك شده و اعضای جدید تفكر نزدیكی به اصولگرایی دارند ولی جامعه روحانیت مبارز به عنوان یك جریان اصولگرا شناخته می‌شود...

اینكه شناخته بشوند و اینكه واقعا چه هستند دو موضوع متفاوت است مثلا آقای هاشمی‌رفسنجانی عضو جامعه روحانیت مبارز است اما هیچ‌وقت نگفته كه من یك اصولگرا هستم.

در آستانه سالگرد پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری قرار داریم، در مورد دلایل پیروزی ایشان تحلیل‌های مختلفی وجود داشت، با توجه به اینكه كاندیداهای متفاوتی در این رقابت حضور داشتند تحلیل شما از دلایل پیروزی ایشان چیست؟ آیا قبول دارید كه رای اصلاح‌طلبان بودكه باعث پیروزی آقای روحانی شد؟

مردم بر اساس بینش دینی‌ای كه دارند به روحانیت علاقه‌مند هستند، وقتی مردم كسی را به عنوان دین می‌بینند به او اعتماد می‌كنند، آقای احمدی‌نژاد را به عنوان آدم انقلابی، دینی و ولایتمدار معرفی كردند به همان دلیل هم مردم به او رای دادند اما بعد متوجه شدند آنچه فكر می‌كردند نیست و تغییراتی در او ایجاد شد، در مورد آقای روحانی هم من علت رای آوردن ایشان را روحانی بودن‌شان می‌دانم اما دیدیم كه مردم دوباره امیدشان را یك آخوند قرار دادند، خیلی از اصولگراها هم به آقای روحانی رای دادند، یكی از دلایلی كه روحانی رای آورد آخوند بودنش بود، حالا می‌خواهید بگویید پس چرا در زمان احمدی‌نژاد یك آخوند رای نیاورد و احمدی‌نژاد كه روحانی نبود رای آورد، آن زمان هاشمی را در مقابل آقای احمدی‌نژاد قرار دادند و مردم احمدی‌نژاد را موفق‌تر تلقی كردند.

یعنی فكر می‌كنید اگر آقای عارف كناره‌گیری نمی‌كرد روحانی رای می‌آورد؟

رای آوردن روحانی دلایل بسیاری داشت. حمایت‌ها و عنایات ویژه هاشمی و كناره‌گیری دكتر عارف كه سیاست درستی بود كمك بزرگی به روحانی بود، در ایران پیش‌‌بینی وقایع سیاسی بسیار سخت است و نمی‌توان به‌طور قاطع گفت كه مردم به سمت چه كسی خواهند رفت. بزرگان اصلاحات بسیار از خود درایت نشان دادند و از خودگذشتگی كردند.

شما در دور اول ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد از مدافعان ایشان بودید؟

در دور اول من از هاشمی حمایت می‌كردم و توان احمدی‌نژاد برای اداره كشور را نا‌چیز می‌دانستم.

ولی شما با جریان منتسب به ایشان وارد مجلس هفتم شدید.

خیر، احمدی‌نژاد سال اول نمایندگی من تازه شهردار شد، درسال 84 هم كه من در انتخابات ریاست‌جمهوری طرفدار آقای هاشمی بودم، حتی سر این موضوع در مجلس هم با برخی نمایندگان به اختلاف خوردم و خیلی‌ها علیه من اقداماتی انجام دادند، در مجلس كه بودم وقتی می‌خواستیم كاندیدای ریاست‌جمهوری را بررسی كنیم من به دوستان گفتم این كشور به یك فرد با تجربه و كار كشته نیاز دارد، مشكلات اقتصادی ما به راحتی حل نمی‌شود، یكی از نمایندگان گفت آقا دیگر دوره شیخ بازی گذشت، به او گفتم نزنید این حرف را و همین باعث اختلاف شد. من به هاشمی گفتم اگر كاندیدا شود از او حمایت می‌كنم چون ایشان را قبول دارم، من هاشمی‌رفسنجانی را آدم پخته‌یی می‌دانم، حملات احمدی‌نژاد به هاشمی را قبول نداشتم، در آن انتخابات هم معتقد بودم باید هاشمی بیاید نه احمدی‌نژاد حتی در دور اول. معتقدم یك مجری باید جامعه را درك كند، یك درگیری ذهنی من این است كه جامعه همدیگر را درك نمی‌كنند، این یك بیماری اخلاقی است كه از ناحیه دولتمردان و از سر اشتباه كاری آنها پدید آمده است.

رابطه مجلس با دولت را چگونه می‌بینید؟

به خاطر برخی رفتارها بعضی افراد در صحن شاید مطلوب نیست، اگر مجلس دولت را و دولت مجلس را درك نكند مشكلات ما را از پا در می‌آورد، اگر مشكلات را حل نكنیم همه زیان خواهیم كرد.

یعنی شما هم دلواپس هستید؟

دلواپس یك كلمه جدید یا می‌توان گفت یك آورده جدید است كه برای شلوغ كاری كلمه مناسبی است.

عده‌ای در مجلس بر عكس زمان احمدی‌نژاد كه مدام حرف از همراهی با دولت می‌زدند امروز در مقابل دولت می‌ایستند و حرف از دلواپسی می‌زنند، علت را چه می‌دانید؟

بعضی آدم‌ها كه ظرفیت دیدشان كوچك است یك‌دفعه نسبت به یك چیزی دلواپس می‌شوند، وقتی ما دم از وحدت می‌زنیم در مهم‌ترین دوره سیاسی كشور نباید درگیر اختلافات شویم، باید همان‌گونه كه سرلشكر فیروزآبادی گفتند در این شرایط از دولت حمایت كرد، آقای روحانی تا به امروز توانسته‌اند كارهای خوبی انجام دهند ارتباطات ایران با جهان بهتر شده است، بعضی‌ها اهمیت ارتباط ما با دنیا را درك نكردند، نمی‌شود منزوی بود، انزوا شرط عقل نیست، این آقایان باید در كارها به روحانی كمك می‌كردند كه نكردند، به نظر من آنها اخیرا به این نتیجه رسیده‌اند كه باید حمایت می‌كردند، چون بیم آن دارند كه یك‌دفعه ارتباط ایران با جهان خوب شود و كشور به سمت ترقی برود و آنها خجالت بكشند، برای همین دست و پا می‌زنند و كلمه دلواپسی را به كار می‌برند اما من از خود این افراد كه امروز با این ارتباطات مخالفت می‌كنند نگران هستم كه مبادا فردا شرمنده شوند، این روشی كه در پیش گرفته‌اند قشنگ نیست، آنها این‌گونه عمل می‌كنند تا اگر بعد‌ها این مذاكرات موفق شد، بگویند ما به وظیفه‌مان عمل و انتقاد كردیم. بعضی از مجلسی‌ها و بعضی بیرون از مجلس كه ادعای دلواپسی می‌كنند برای این است كه چون نمی‌دانند مذاكرات منجر به پیشرفت می‌شود یا نه نمی‌دانند چگونه واكنش نشان دهند، بنابراین مخالفت می‌كنند و كلمه دلواپسیم را انتخاب كرده‌اند تا بعدا اگر مذاكرات پیشرفت نكرد بگویند دیدید ما گفتیم دلواپسیم و اگر مذاكرات موفق شد بگویند ما وظیفه‌مان بود كه دلواپس باشیم، یك سیاستمدار نباید این‌گونه مردد باشد، باید قاطع باشد این خصلتی بود كه امام خمینی (ره) داشت، ایشان خیلی قاطع تصمیم می‌گرفت و عمل می‌كرد. دلواپسان كسانی هستند كه می‌خواهند خواسته‌هایشان را به دولت تحمیل كنند و متاسفانه این افراد در حكومت نفوذ دارند. باید منتظر مجلس بعدی بود و دید همراهی‌اش با دولت به چه سمت و سویی خواهد رفت.

حاج آقا در افكار عمومی و به خصوص در مجامع دانشجویی مطالباتی نسبت به آزادی و رفع حصر آقایان موسوی و كروبی وجود دارد، فكر می‌كنید آقای روحانی چگونه باید به این مطالبات پاسخ دهد؟

من نمی‌خواهم وارد این مسائل شوم چرا كه فكر می‌كنم امروز صلاح كشور نیست وضعیت فعلی كشور هم نیاز به تمركز‌ دارد و حل این مشكل هم به زمان نیاز دارد ضمن اینكه اگر شتاب‌زده بخواهیم در این مورد كاری را انجام دهیم باعث صدمه زدن به همه می‌شود، من نمی‌خواهم مطالبات افكار عمومی را انكار كنم اما تاخیر در رسیدگی به این مورد مشكلی پیش نمی‌آورد، ما باید به فكر آرامش افكار عمومی باشیم، وارد این مسائل شویم افكار عمومی به هم می‌ریزد هرچند طولانی شدن حصر را هم به صلاح نمی‌دانم.

از نظر شما بهترین روش برای حل این مساله آن هم به صورتی كه پاسخی به افكار عمومی باشد چیست؟

من نمی‌خواهم افكار عمومی را منكر شوم اما نباید شلوغ‌كاری كنیم، با شلوغ‌كاری نمی‌توان موضوعی را حل كرد. من معتقدم موضوع آقایان موسوی و كروبی را در خلوت و آرامش سیاسی بهتر می‌توان حل كرد. سابقه این‌گونه مسائل در كشور و رفتارهای حكومت نشان داده شلوغ كاری و سرو صدا گره را كور می‌كند.

حاج آقا همچنان صدا و سیما می‌روید؟

در حد توانم نه مثل قدیم .

چرا؟

توان ندارم، افراد توانمند دیگری هم هستند كه لازم است از آنان بیشتر استفاده شود.

نقش صدا و سیما را در همراهی با دولت چطور می‌بینید؟

همراهی‌اش قابل تحسین نبوده و نقدهایی به آن دارم، صدا و سیما می‌تواند بیشتر به دولت كمك كند همان‌طور كه می‌توانست با عملكرد مناسب‌تر از بروز حوادث 88 جلوگیری كند، مهم نیست كه صدا و سیما موافق روحانی بوده یا مخالفش، او حالا رییس‌جمهور است و باید یاری شود، من با رییس‌جمهوری شدن احمدی‌نژاد مخالف بودم اما در نطقی كه در مجلس داشتم هم گفتم حالا كه دیگر رییس‌جمهور شده نباید با او مخالفت كرد، به وزرایش رای اعتماد بدهید تا كارش را شروع كند، به همین دلیل هم به همه وزرایش رای دادم، بعضی‌ها هنوز نمی‌دانند نقد با مخالفت فرق می‌كند، من همین امسال هم با اینكه به احمدی‌نژاد نقد دارم به دیدار نوروزی با او رفتم. صدا و سیما برخی مسائلی را كه مطرح می‌كند كه به زیان كشور است و منجر به نابودی كشور می‌شود، در بعضی شرایط چیزها را یك جور دیگر نشان می‌دهد، مثلا صدا و سیما به‌هم‌ریختگی در همه كشورها را نشان می‌دهد اما به سوریه كه می‌رسد اوضاع را یك جور دیگر نشان می‌دهد، این خوب نیست و من این را به زیان كشور می‌دانم، یا در مورد فساد اقتصادی، می‌گویند فلان مفسد اقتصادی را گرفتند اما نمی‌گویند پولش برگردانده شده یا نه؟پس پولش چه شد؟صدا وسیما در اطلاع‌رسانی برعكس عمل می‌كنند.

تازگی‌ها هم كه مه آفرید امیر خسروی را اعدام كردند، فكر می‌كنید این اعدام‌ها در مبارزه با مفاسد اقتصادی جواب می‌دهد و آیا می‌تواند پاسخگوی ذهن افكار عمومی باشد؟

(سرش را به علامت نه تكان می‌دهد) این حركات شاید منفعت زودرس داشته باشد و در بلندمدت عملا زیان‌آور است.

در دیدار بعد از عیدتان با آقای احمدی‌نژاد چه نصیحتی به ایشان كردید؟

یك دیدار بود؛ لازم نمی‌دانم ذكركنم. یادم است یك زمانی هم كه آقای كروبی مریض بود و به دیدار او رفته بودم بعد از روبوسی به او گفتم من با حفظ مواضع سیاسی آمده‌ام دیدار بیماری شما، نه من از شما در مورد انتخابات چیزی می‌پرسم نه شما از من بپرسید.

دلتان برای آقای كروبی تنگ نشده است؟

دلم برای خیلی از دوستانم تنگ شده؛ روزهای خوبی بود اختلاف سیاسی داشتیم اماقهر و دعوا نه.

رویكرد و مواضع فرهنگی دولت سرو صدای زیادی بلند كرده است، به خصوص آن جمله كه نمی‌شود مردم را با زور شلاق به بهشت برد، ارزیابی شما از این گفته چیست؟

كلمه فرهنگی یك چیز روزمره شده است، باید به مسائل فرهنگی با یك رویكرد دیگر وارد شد، این انتقادها چرخ نظام را كند می‌كند، من برداشتم این است كه فرهنگ ما به واسطه عملكردمان خراب شده نه به واسطه عمل نكردمان، ما بد عمل كردیم، حرفی كه ایشان زدند بد نبود، كاملا پخته بود، مردم را نمی‌توان به زور به بهشت برد، عقیده آنها باید چیزی را قبول كند و گرنه با زور نمی‌توان، كسی چه می‌داند كه من یا شما درخانه‌مان نماز می‌خوانیم یا نه، بهشت به عمل است نه به اعمال، یعنی به ظاهر، بنابراین بهشتی شدن به زور نمی‌شود و این در قرآن هم گفته شده است. پیشنهاد من به آقای روحانی این است كه كلماتی را مطرح نكند كه مواخذه شود، مدارا كند تا مجلس و فضا عوض شود. من در گذشته هم گفته‌ام مخالفان بهانه‌گیری‌های زیادی خواهند داشت.

پایگاه اجتماعی احمدی‌نژاد را برای ظهور مجدد چگونه می‌بینید؟

هنوز بررسی نكردم ولی در این فكر هستم.

چگونه بررسی می‌كنید؟

در استان‌های مختلف هیات‌هایی با من در ارتباط هستند و درباره انتخابات مجلس فعالیت می‌كنند. من هم با اصولگرایان و هم با اصلاح‌طلبان دیدارهایی دارم فعلا در حال رصد اوضاع هستم.

در این دیدارها چه توصیه‌هایی به جریانات سیاسی می‌كنید؟

توصیه‌ام این است كه آرامش كشور باید حفظ شود، تریبون داران خرده‌گیری نكنند، امیدواریم خداوند صبر بیشتری به رییس مجلس و نواب آن بدهد تا بتوانند صبورانه با برخی نمایندگان مواجه شوند، اگر كشور در آرامش باشد مردم سودخواهند كرد.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : روحانی، احمدی نژاد، آخوند، سید مهدی طباطبایی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه